27

دست هایت را به آسمان بلند نکن 

اینجا 

سرزمین کودکی ها نیست 

بادبادکت گیر می کند 

به سیم های اولین تیر چراغ برق. 

گروس عبدالملکیان 

 

26

پیش از آن‌که در خودم غرق شوم
برم گردان؛

هیچ‌کس
برای قایقی که واژگون شده‌ست
دست تکان نمی‌دهد.  

-مژگان عباسلو 

25

3 روز یه بار گوشیمو میزنم به شارژ انقدر که کسی بهم زنگ نمیزنه. 

باز دم ایرانسل گرم که قبلنا چند وقت یه دفعه حالمونو میپرسید. 

این همراه اول که مثل همراهای امروزی فقط وقتی بهش پول میدی بهت اس ام اس میزنه !

آفرینش ـ شعری از وینسیوس دِ مورائس

ما را برای چه آفریده‌اند

آفریده‌اند که از یاد نبریم آن‌ها را که مُرده‌اند

از یاد نبرند ما را آن‌ها که زنده‌اند

که اشک بریزیم برای دیگران

که اشک بریزند برای ما دیگران

که دست‌های‌مان را برای خداحافظی تکان بدهیم

که دست‌های‌مان خاکی را بکنند که گورِ عزیزانِ ماست

چه بیهوده‌ است زندگی

وقتی شب می‌رسد از راه و

چیزی از روز در حافظه‌ی ما نیست

وقتی ستاره‌های آسمان

یکی‌یکی می‌میرند

وقتی در سیاهیِ شب

گوری عمیق می‌شود خانه‌ی ما

وقتی آهسته حرف می‌زنیم

روی نوکِ پنجه راه می‌رویم

که از خواب نپّرند مرده‌های ما

چیزی برای گفتن نیست

وقتی گوری عمیق خانه‌ی ماست

وقتی شعرهای عاشقانه سنگِ گور می‌شوند

وقتی دعا می‌کنیم زودتر بمیریم

وقتی هر ساعتی که می‌نوازد

ما را به مرگ نزدیک می‌کند

وقتی کسی دوست‌مان نمی‌دارد

ما را برای همین آفریده‌اند

که معجزه‌ای ببینیم و باورش نکنیم

که شعری بخوانیم و فراموشش کنیم

که در چهره‌ی مرگ خیره شویم و بخندیم

که شب را به روز

گور را به خانه

مُرده را به زنده

ترجیح دهیم.

ما را برای چه آفریده‌اند

وقتی قرار نیست بمیریم

وقتی مُرده‌ایم.

ترجمه‌ی محسن آزرم

بعدِتحریر: وینسیوس دِ مورائس برزیلی بود. هزارونهصد و سیزده به دنیا آمد و هزارونهصد و هشتاد مُرد. مقاله‌نویس بود، نمایش‌نامه‌نویس بود، ترانه‌نویس بود و یک‌چندی هم دیپلمات شد. مهم‌تر از همه‌ی این‌ها شاعر بود. 

 

Reference

24

می گویند معجزه یعنی پدیده ای خارق العاده که هیچ توجیهی برای آن نیست.
برای همین است که می گویم: رفتنت معجزه بود 

 

Reference

23

اومدم نت یه خورده بچرخم از حال و احوال دپِ خودم بیام بیرون، 

انقدر خبر جرم و جنایت و تجاوز خوندم حالم بدتر شد. 

من رفتم بابا.

22

مردم کارشون رو درست انجام نمیدن،دلم نمیاد سرشون غر بزنم.یا گِلِگی کنم. 

انقد که میدونم چقدر بدبختن...

21

یه بیماری روانی هست من نمیدونم اسمش چیه ولی این مدلیه که هر چقدر طرف رو آذار و اذیت و تحقیر و تخریب روحیه اش کنین هیچی بهتون نمیگه. 

مامان من این مریضی رو داره.کلا هر چقدر پدرم ، برادرم و خواهرم اذیتش میکنن و واقعا بهش بی احترامی میکنن هیچی بهشون نمیگه. 

هر چی هم بهش میگم برو دکتر گوش نمیده.میگه من چیزیم نیست.این دعواها تو هر خونه ای پیش میاد.ولی به خدا عادی نیست.دعوا شاید ولی تحقیر و تخریب شخصیت یه نفر جلوی بچه هاش عادیه؟؟؟؟ 

از اون طرف هم یه روشی هست در روانپزشکی به اسم تکنیک الاکلنگی.یعنی اگه یه طرف سکوت کنه طرف دوم بیشتر ری اکشن نشون میده.حالا این وسط یه نفر سومی که منم رو هم اضافه کنید. 

هی ری اکشن اونا بیشتر میشه،هی اعصاب من داغون تر میشه و به جای مامانم من با اونا دعوا میکنم. 

اینم وضعیت منه !

20

گفت دعا کنی
می آید ...
گفتم آنکه با دعا بیاید به نفرینی می رود
...
خواستی بیایی ،با دعا نیا
با دل بیا !!

Reference

19

از وقتی رفتی این درسه هم طلسم شده. 

تو که کمکم نکردی پاسش کنم...منم بدون تو نمیتونم

چشم ها

لازم نیست همیشه آدم واسه یه نگاه عاشقانه برنامه ریزی کنه 

بعضی وقتا خودش خود به خود پیش میاد 

مثل وقتی که تو لابی دانشگاه نشستی و چند ثانیه قبلش واسه باز کردن یه نوشابه که کلی تکون خورده بوده تمام وجودت به گند کشیده شده...  

18

برای اینکه باشی باید نبودن را یاد بگیری .

17

سارتر، کافکا و نیچه خوان‌هایی که ته دلشان هنوز به دنبال باکره می گردند؛ بی‌شعوری را گاهی هیچ کتابی درمان نیست.

16

مهمترین چیز در زندگیِ همونیه که نداری...!!!

15

نگاه تو 

شکوه ی آه تو 

هرم دستان تو 

گرمی جان تو 

با نفس ها.... 

 

پریود

جدیدا متوجه شدم فقط زنا نیستن که پریود میشن. 

مردا هم پریود میشن.فقط خونریزی ندارن.دردشونم روحیه. 

یه دوست دارم اسمش محمد امینه. 

بیچاره چند وقت یه دفعه پریود میشه.مغزشم پریود میشه.کلا تعطیل میشه.حالا بیا درستش کن... 

 

14

آدم
به جرم خوردن سیب
با حـوا
از بهشت رانده شد
اما چه غم ؟
که حـــوا خودش بهشت است...
با این حال
چه فرق دارد ؟...
حـــوای زمین باشم ؟
یا حـــوای بهشت ؟
وقتی هر دو تهمت خورده اند
سخت است
باور کن...  
 

13

هر روز که میگذره بیشتر از وضعیتی که توشم متنفر میشم. 

میگن خوشبختی یعنی اینکه دلت نخواد جای دیگه ای باشی،کس دیگه ای باشی... 

هر روز بیشتر به عمق بدبختیم پی میبرم... :(

دلتنگم

در زندگی برای هر آدمی از یک روز از یک‌ جا ، از یک نفر به بعد ، دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست نه روزها نه رنگ‌ها نه خیابان‌ها / همه چیز می شود دل تنگی ! 

 

 

Reference

12

و آدم اگر دلش بگیرد 

دردش را به کدام پنجره بگوید 

که دهانش پیش هر غریبه ای باز نشود؟