خانه عناوین مطالب تماس با من

There is a Daisy in the rain, yet

There is a Daisy in the rain, yet

درباره من

در این هوای ابری به معنای نامش فکر می کند، گل آفتابگردان... دلیل اینکه تعداد عکس‌ها بیشتر از نوشته‌هاست شاید این باشه که من آدم حرف و صدا نیستم. بیشتر، حس می‌کنم... ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • Dirty Pretty Things

پیوندها

  • کلا دور همیم
  • Coffee Cigarette
  • سقوط تو به نوازش های من (نگین)
  • عاشقانه های سید حسین احمد پناه
  • ریز نوشت
  • خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
  • شُمال از شُمالِ غربی
  • clozapine
  • مینی مالیده
  • مداد هاش‌-ب
  • کدئین
  • هم خونه
  • ¤*مثــال نقــض یــک مغــز*¤
  • ترامادول 100
  • سیگار و اسپرسو
  • استامینوفن
  • Pastel
  • Scent Of A Man
  • P E D I X
  • آسفالت
  • سیگار ، چایی
  • خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند
  • قمارباز
  • علیرضا روشن
  • یادداشتهای بانوی بهمن ماه (نازگل)
  • Dirty Pretty Things
  • بوی بارون، قهوه، سیگار
  • پسری که دیگه نمیخواد باکره باشه
  • Foulex (محمد مزده)
  • مترو‌‌‌نوشت
  • نیکی
  • روزهای فیلتتر نشده یک دختر

دسته‌ها

  • Music is My Language 16
  • حرف حساب 4
  • خصوصی 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • به چشمات قسم
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • Some day
  • آه
  • Joy
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • که دلم تنگ نمیشد اگر اینجا بودی!
  • My favorite place is inside your arms
  • و من هر روز پشیمانم...
  • آه پاییز...
  • مهر

بایگانی

  • دی 1391 4
  • آذر 1391 6
  • آبان 1391 1
  • مهر 1391 7
  • شهریور 1391 84
  • مرداد 1391 19
  • تیر 1391 27
  • خرداد 1391 19
  • فروردین 1391 4
  • اسفند 1390 4
  • دی 1390 2
  • آبان 1390 5
  • مهر 1390 4
  • شهریور 1390 5
  • مرداد 1390 66
  • تیر 1390 85
  • خرداد 1390 15

آمار : 36693 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391 23:11
    دلتنگی برای کسی که دلتنگ تو نیست از بزرگترین باگ های آفرینش است!! Dirty Pretty Things
  • زخم یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391 22:31
    از بیداری فرار می کنی به خواب می بینی جای دستبند بر بیداریت درد می کند جای لب های خالی بر پیشانیت ... زخم - گروس عبدالملکیان
  • I want to go!!!!!l شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 22:35
  • frustrating شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 22:27
    frustrating
  • Do you Like That??!l شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 14:25
    There's a Fine Line Between Love and Hate And I don't mind Music : Breaking Benjamin - The Diary of Jane
  • مرگ دلم شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 14:12
    تو اکنون ز عشقم گریزانی غمم را ز چشمم نمی خوانی از این غم چه حالم نمی دانی پس از تو نمونم برای خدا تو مرگ دلم را ببین و برو چو طوفان سختی ز شاخه ی غم گل هستی ام را بچین و برو که هستم من آن تک درختی که در پای طوفان نشسته همه شاخه های وجودم ز خشم طبیعت شکسته ... محسن نامجو - ای ساربان
  • آرزوت جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1391 12:04
    دارم به این فکر میکنم که اینجوری حداقل زنده می مونی از خدا خواسته بودی که فقط یه بار عشق رو تجربه کنی و بعد ...
  • Best TypoGraphy Ever!!l جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1391 01:21
  • Bring me Flowers جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1391 00:58
    I havent got a clue if youre the one But I like you, and ooh I like how you make me feel I wanna do this right Dont wanna waste this night But Im drowning Drowning in your love Bring me flowers and talk for hours ooh I like you, and ooh I like how you make me feel Kiss my face, your warm embrace ooh I like you, and...
  • بی تو میمیرم من پنج‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1391 18:49
    عاشق شدم با تو بدون بی تابم جونم نمیدونم بی تو تو این تنهایی چی بخونم. چی بخونم؟ همیشه بی تو با فکرت تنهایی سرگردونم نمیدونم تو نباشی دیگه از چی بخونم چی بخونم؟ بی تو میمیرم من بی تو میمیرم من از تو دلگیرم من از دنیا سیرم من تو خواب و رویاها تو رو میبینم من بی تو میمیرم من بی تو میمیرم من... P.S : Music : Mehdi...
  • تنهایی ـ شعری از دریتا کُمو پنج‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1391 18:33
    تنهایی تلفنی‌ست که زنگ می‌زند مُدام صدای غریبه‌ای‌ست که سراغِ دیگری را می‌گیرد از من یک‌شنبه‌ی سوت‌وکوری‌ست که آسمانِ ابری‌اش ذرّه‌ای آفتاب ندارد حرف‌های بی‌ربطی‌ست که سر می‌بَرَد حوصله‌ام را تنهایی زل‌زدن از پشتِ شیشه‌ای‌ست که به شب می‌رسد فکرکردن به خیابانی‌ست که آدم‌هایش قدم‌زدن را دوست می‌دارند آدم‌هایی که به خانه...
  • samboy پنج‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1391 02:30
    دوست داشتم برام گل بخره هر دفعه که میاد دیدنم برام یه گل با یه درنای کاغذی بیاره.آخه اریگامی بلد بود.به بچه های کوچیک یاد میداد. بهش گفتم برام گل بخر.گفت نه تو خودت گلی برات نمیخرم. اصرار کردم الان نه هیچ گلی دارم نه درنایی بهم یاد ندادی خودم چه جوری درنا درست کنم وگرنه خودم برای برگشتنت هزار تا درنا درست میکردم . دلم...
  • Take My hand... چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:42
    "دستم" را بگیر .. و مرا ببر به دور"دست" هایی که .. در "دست"رس هیچ "دستی" نباشم....!
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:41
    قهر که می کنی بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:40
    زن که باشی، عاقبت یک جایی، یک وقتی به قول شازده کوچولو دلت اهلیهِ یک نفر می شود!... و دلت، برای نوازش هایش تنگ می شود؛ حتی برای نوازش نکردنش! تو می مانی و دلتنگی ها، تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تندتر می تپد. سراسیمه می شوی، بی دست و پا می شوی، دلتنگ می شوی، دلواپس می شوی، دلبسته می شوی؛ و می فهمی، نمی شود...
  • زن که باشی ... چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:37
    دَسـت خودت نیسـت زن کـه باشی گـاهی دوست داری تـکیه بدهی پَنـاه ببری.. زن که باشی گـاهی دوست داری سـنگدل شَـوی بگویی دیـگر دوستَــش نداری به ایـن اُمـید که دوباره دیوانه بازیهایَش و "دوستَــت دارَم"هایــش را بشنوی و یـک نفَس عـمیق بِکشی از اینـکه خیـالَــت از بابَت دوست داشتنت راحـت شَوَد.. زن که باشـی گهگاه...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:37
    مردی که پا به پایت در مغازه ھای شھر می آید تا وسواسھایت را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟منم! برای روزھایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده باشی، من کنارت ھستم تا خدمتشان کنیم و نترسی... ... برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بھشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را کمتر حس...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:36
    من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم ..... بوسه با لـــجبازی بیشتر می چسبـــد ....
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:36
    زنانگی یعنی یک منحنی سینوسی ابدی، با محور مختصاتی n بعدی، و ضرب بی­نهایت احساس، و تفریق آگاهانه­ ی منطق، و جمع اضدادی گیج­کننده، و تقسیم دردناک سلول­های بدن با موجودات آینده ... وجغرافیای زنانگی از شمال به های لایت، از جنوب به پدیکور، از ش......رق به دستبند، و از غرب به دستانی منتظر ختم می­شود ... و تاریخ زنانگی از...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:35
    گره می خورم در آشفتگی صورتت، من، زنم! مرا پریشانی موهایت که نه مرا... ته ریش خسته صورتت آشفته می کند!
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:34
    فنجان ِ چای ِ توام.. ببین چگونه قند در دلم آب می شود به شوق ِ لبت... ( یاور مهدی پور)
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:33
    بهتر است"کار دارم" هایت را برای روز دیگری بگذاری الآن تنها می خواهم مرا درک کنی چیزی به من بگو ... حرفی به من بزن ... چیزی شبیه : آسمان آبی است ... فردا هم روز خداست ... . . . درد ندارم ولی تو مرهم باش ...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:24
    روزهایم را خیابان‌های شهر می‌گیرند شب‌هایم را؛ خواب‌های تو. " بیولوژی " هم نخوانده باشی می‌فهمی چه مرگَ‌م شده است! ( رضا کاظمی )
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:14
    نه چتر با خود داشتی نه روزنامه نه چمدان عاشقت شدم! از کجا باید می‌فهمیدم مسافری؟
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:11
    صدای قلب نیست! صدای پای توست که شب ها در سیــنه ام میدوی ... کافیست کمی خسته شوی کافیست بایستی ...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:09
    عشـــــــــ ـــق همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم ..
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 23:05
    خـسـتـه‌تـر از آنـم کـه لـیـوانـی چـای آرامـَم کـنـد.. آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـی‌خـواهـم ... در جـنـگـلـی نـاشـنـاس وقـتـی کـه آسـمـان از لا‌بـه‌لای شـاخـه‌هـا سـرک مـی‌کـشـد . .
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 22:59
    زن سینه‌های برجسته نیست موی مش کرده ابروی برداشته لبانِ قرمز نیست زن لباسِ سفید ... شب با شکوه عروسی ... بوی خوشِ قرمه سبزی هوسِ شب‌های جمعه قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست زن خون ریزی کمر دردِ ماهانه پوکی استخوان یک زنِ پا بماه حال تهوع استفراغ درد‌های زایمان مادر بچه‌ها نیست زن عصایِ روز‌های پیری...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 22:57
    دوست داشتنی ترین رابطه ها ، رابطه هایی دو طرفه اند ... یعنی هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش ... هر دو خطر می کنند ... هر دو وقت می گذارند ... هزینه می کنند ... هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن با زمان هم میجنگند ...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1391 22:55
    موی بلند یا کوتاه لَخت یا فر رنگ شده یا سفید شده ی تو ... چه فرقی میکند؟! من همیشه عاشقانه دارم برای مو های تو!!
  • 357
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 12